عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

947

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

اجزاى بانك است گندم را پيش‌خريد كرده به قيمت گزاف مىفروشد و بانك هم چون فايده مىبرد همراهى مىنمايد . عن قريب است در كرمانشاهان بلواى عام بشود و بانك را بچاپند . طهران در دوم ربيع الثانى ، شاه در حياط با درشكهء دستى سوار بود و گردش كرد . پس از آن به اطاق رفت . سازهاى ككى « 1 » نواختند . پيشخدمت‌ها در حضورش تخته‌نرد زدند . چون پا و دستش حركت ندارد ، يعنى طرف چپ او ، قريب ده پانزده روز است كه كاغذ خوانى پيش او نمىشود . مشغول تفنن مىباشد . عصر آن روز نيز سوار شد و بيرون شهر گردش رفت . كالسكهء شش اسبه را در حياط آوردند و او را به زحمت سوار كالسكه نمودند . مىگويند شق چپ او فلج است و مرض دوار و دماغى دارد . گفتند يك روز به اجزاى خود گفت : « من در حق مردم ايران بد نكردم . كسى را نكشتم . نان نبريدم . تمام تقصير شماهاست كه ظلم كرديد و تمام مردم را با من دشمن ساختيد كه اغلب به من نفرين مىنمايند . » پس از آن حالت گريه به او دست داد . طهران آقا سيد محمد مجتهد طباطبائى مجتهد پسر مرحوم آقا سيد صادق مجتهد كه از مردم با استخوان بىطمع و از وضع خارجه باخبر است و براى اجراى قانون نيز كمال سعى را دارد ، كاغذ ذيل را به اتابيك نوشته : « از خرابى اين مملكت و استيصال اين مردم و خطراتى كه اين صفحه را احاطه نموده يقينا مطلعيد و خوب مىدانيد اصلاح اينها منحصر است به تأسيس مجلس و اتحاد ملت با دولت و همدست شدن علما با رجال دولت . تعجب در اين است كه درد را شناخته و دوا را مىدانيد . چيست كه اقدام به عمل نمىفرماييد ؟ اين اصلاحات عن قريب واقع خواهد شد . ما مىخواهيم پادشاه و اتابيك خودمان اين اصلاحات را مجرى نمايند نه روس و انگليس و عثمانى . نمىخواهيم مورخين بنويسند كه دولت قاجاريه به مظفر الدين منقرض و ايران در عهد اين

--> ( 1 ) . ظاهرا منظور كوكى است .